در سالهاي گذشته بيماريهاي عفوني وسوءتغذيه محور اصلي سياست گزاريهاي كلان بهداشتي در سطح مجامع مختلف بينالمللي ازجمله سازمان بهداشت جهاني بود. هرچند هنوز بيشتر كشورهاي با درآمد متوسط و كم درگير مسائل فوق هستند ولي ارتقاي مراقبتهاي بهداشتي وافزايش پوشش ايمنسازي توانسته است تا حد زيادي با عوامل فوق مقابله كند. هماكنون در دنيا بيماريهاي غيرواگير 43 درصد بار بيماريها را در بر ميگيرند كه انتظار ميرود عامل 60درصد كل بار بيماريها و73 درصد تمامي موارد مرگ تا سال 2020 باشند. كشورهاي داراي درآمد كم ومتوسط 79 درصد موارد مرگ و 85 درصد بار اين بيماريها را به خود اختصاص ميدهند. راه حل جهاني بيماريهاي غيرواگير، پيشگيري اوليه است. هشت عامل خطر بيماريهاي غيرواگير در گزارش كاهش خطرات وارتقاي زندگي سالم سازمان بهداشت جهاني در سال 2002 معرفي شدهاند. گرچه خطرات عمدهاي مثل فشار خون بالا ومصرف الكل ودخانيات درتمام كشورها گستردگي عمومي دارند اما علل اصلي بار عوامل خطر در جمعيت كشورهاي توسعه يافته ودر حال توسعه متفاوت است.
يكي از مواردي كه در كاهش بار بيماريهاي غير واگير بايد به آن پرداخته شود، فعاليت فيزيكي كافي است.
نحوه ورزش يا حركات فيزيكي، تناوب و شدت و حرفهاي يا غيرحرفهاي بودن حركات همواره مورد سوال قرار مي گيرد.
المپيك ممنوع
درصد برخورداري زنان و دختران نيز از فعاليت فيزيكي يا ورزش از مسائلي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. در يونان باستان زنان حق شركت كردن يا حتي نگاه كردن به بازيهاي المپيك را نداشتند و مجازات زني كه المپيك را نگاه ميكرد پرت شدن از صخره بود. حتي در بازيهاي المپيك به شيوه جديد در سال 1902 نيز زنان حق شركت نداشتند و دليل آن را مغاير بودن قانون طبيعت با ورزش بانوان عنوان ميكردند. عليرغم محروميت زنان در ورزشهاي سازمان يافته، آنان در بسياري از فعاليتهاي انفرادي و جمعي شركت و ثابت كردند كه بسياري از اين ترسهاي بيمارگونه اشتباه است. سال 1972 در ايالات متحده الحاق بند 9 به لايحه اصلاحيه آموزش و تعليم، نقطه عطفي در شركت زنان ودختران در ورزش به وجود آورد. بند 9 به اين شرح است: در تمام ايالات متحده هيچكس نبايد به صرف جنس خود از عضويت در تيم هاي ورزشي محروم شود، منكر مزاياي آن شود يا در برنامههاي آموزشي مورد تبعيض قرار گيرد.
از سال 1970 خانمها سهم بيشتري در ورزش حرفه اي پيدا كردند اما عليرغم اين موضوع، مسوِولان بهداشتي بايد سطح آگاهي خود را درباره سودمند بودن ورزش وتمرينات ورزشي در زنان افزايش دهند.
اختلاف دوجنس در قدرت و ظرفيت هوازي وعملكردهاي استقامتي قبل از بلوغ بسيار كم است. اين اختلاف هنگام بلوغ بيشتر ميشود كه اساسا به علت تغييرات هورموني (افزايش استروژن در دختران وتستوسترون در پسران) است. هنگام بلوغ در دختران، افزايش نسبي چربي و در پسران افزايش نسبي توده عضلاني وجود دارد. اين عدم تساوي توده عضلاني بعد از بلوغ باعث كاهش قدرت عضلاني، نيرو وسرعت خانمها در مقايسه با آقايان ميشود كه ضرورت طبقهبندي و برنامهريزي در ورزش زنان و مردان را ايجاب ميكند.
چاقي، چاقي
ازدياد وزن و چاقي از مسائلي است كه بر اثر كاهش فعاليت فيزيكي در گروه نوجوان و جوان رو به افزايش است و به تغييرات منفي متابوليك مانند فشارخون بالا، سطوح نامطلوب كلسترول و افزايش مقاومت در برابر انسولين ميانجامد. اين عامل خطر بيماريهاي قلب وعروق، سكته مغزي، ديابت شيرين و بسياري از انواع سرطانها را افزايش ميدهد.
فشار خون و كلسترول
افزايش فشارخون و كلسترول ارتباط بسيار نزديكي با مصرف بيش از حد غذاهاي چرب و شيرين و پرنمك و كاهش فعاليت فيزيكي دارند. فعاليت فيزيكي و ورزش از مواردي هستند كه بيش از ساير گروههاي سني در نوجوانان و جوانان بايد مورد توجه قرار گيرند تا بتوانند با بيماري مزمن سنين بعدي مقابله كنند.
ارتقاي سلامت در اين گروه سني مي تواند در پيشگيري از همه گيري بيماريهاي غير واگير پيشگيري نمايد.
نشستن
افزايش روز افزون بازيهاي رايانهاي، كاهش فضاي فيزيكي در زندگي شهرنشيني و نبود جايگزين مناسب براي بازيهايي كه ساعات زيادي نشستن نوجوان را در پي دارند، سبب چاقي ميشوند. نشستن طولاني و استفاده از تلويزيون و رايانه بيش از دو ساعت در روز، خطر بيماريهاي غيرواگير و چاقي را در نوجوانان وجوانان افزايش ميدهد. آنچه بر گسترش فعاليت فيزيكي در گروههاي سني مختلف تاثيرگذار است، بستر سازي براي ايجاد مراكز سلامت و تندرستي يا هماهنگي وزارت آموزش و پرورش، وزارت بهداشت و درمان، نيروهاي مسلح، وزارت علوم، سازمان هلال احمر وسازمان ملي جوانان است. در اين راستا شناسايي مراكز و دستگاههاي مرتبط با مقوله ورزش و سلامت جسماني ورواني، تبيين نحوه همكاري اين مراكز و دستگاههاي مرتبط با مقوله ورزش وسلامت، انجام پروژههاي تحقيقاتي در حيطه ورزش وسلامت وجلب حمايت عملي دستگاههاي اجرايي ذيربط به منظور توسعه سلامت از مواردي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.
عوامل خطرزاي بيماريهاي غيرواگير
علل متعددي در بروز بيماريهاي مزمن نقش دارند كه تاكنون برخي از آنها شناخته شدهاند. بهطور كلي اين عوامل خطرزا به دو دسته غيرقابل تغيير و قابل تغيير تقسيم ميشوند كه هر كدام در برگيرنده تعدادي عوامل هستند.
عوامل خطرزاي غيرقابل تغييرشامل موارد زير است:
عوامل ارثي: زمينه ژنتيكي موجود در برخي خانوادهها، آنها را بيش از ديگران مستعد ابتلا به بيماريهاي مزمن ميكند. به عنوان مثال، بروز بيماريهاي قلبي - عروقي در سن كمتر از 55 سالگي، نشاندهنده زمينه قوي ژنتيكي و در معرض خطر بودن ساير اعضا خانواده است.
جنس: از ديگر عوامل خطرزاي غيرقابل تغيير بيماريهاي مزمن، جنس است، به نحوي كه برخي بيماريها از جمله پوكي استخوان در زنان و برخي ديگر از قبيل بيماريهاي قلبي - عروقي در مردان بيشتر رخ ميدهد.
سن: روند غيرقابل اجتناب گذشت سن، عامل مستعد كنندهاي در ابتلا به بيماريهاي مزمن گوناگون است.
ب) عوامل خطرزاي قابل تغيير
)1 مصرف دخانيات
)2 چاقي
)3 اختلالات چربي خون
)4 بالا بودن فشارخون
)5 ديابت
فعاليت جسمي كافي
* تاكيد بر بازيهاي گروهي و فعاليتهاي مورد علاقه
* خودداري از فعاليتهاي اجباري و رقابتي براي خردسالان
* محدود كردن فعاليتهاي بدون تحرك از قبيل تماشاي تلويزيون
* همراهي با خانواده در فعاليتهاي برنامهريزي شده بهعنوان يك نظام پاداش خانوادگي براي كارهاي مثبت كودك.
چند توصيه
* تلاش كنيد به جاي استفاده از خودرو، پياده روي كنيد.
* ورزش روزانه را جزئي از فعاليت هاي خانواده بدانيد.
* فرزند شما بايد روزانه 30 تا 60 دقيقه فعاليت ورزشي داشته باشد، در اين باره با او همراهي كنيد.
* اگر فرزند شما از ورزش طولاني خسته ميشود، اين مدت را به سه نوبت 10 تا 20 دقيقهاي تقسيم كنيد.
* فعاليتهاي نشسته مانند تماشاي تلويزيون يا بازي هاي رايانهاي را به كمتر از 2 ساعت در شبانه روز محدود كنيد.
دكتر گلايل اردلان- روزنامه سلامت